خرید بک لینک
صفت یازدهم: غلظت و درشتى در گفتار و کردار و شکى نیست که این صفتى است خبیث و باعث نفرت مردمان از آدمى مىگردد و منجر به اختلال امر زندگانى میشود. مکن خواجه بر خویشتن کار سخت که بد خوى باشد نگونسار بخت به نرمى ز دشمن توان کند پوست چو با دوست سختى کنى دشمن اوست و از این جهت آفریدگار عالم در مقام مهربانی و ارشاد به پیغمبر خود -صلى الله علیه و آله و سلم-فرمود: « وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ«اگر بدخوى سخت دل باشى مردم از دور و کنار تو متفرق مىگردند و از بعضى اخبار مستفاد مىشود که غلظت و درشتخوئى باعث سلب ایمان و دخول جند شیطان مىگردد. پس بر هر عاقلى واجب است که نهایت احتراز را از آن بکند و هر کارى که میخواهد بکند یا هر سخنى که میخواهد بگوید اول در آن فکر کند و خود را محافظت نماید که غلظت و بدخوئى از او صادر نشود و فضیلت رفق را به یاد آورد و خود را بر آن بدارد تا ملکه او گردد. و ضد این صفت خبیثه-چنانچه اشاره به آن شد-نرمی و هموارى و رفق در اعمال و اقوال است و آن از صفات مؤمنان و اخلاق نیکان است.از این جهت سید رسل -صلّى اللّه علیه و آله-فرمودند که:«اگر رفق،چیزى مىبود که دیده میشد میدیدى که هیچ مخلوقى از آن نیکوتر نیست. و فرمودند که:«رفق و نرمی را به هیچ جا نگذاردند مگر آنکه زینت داد و از هیچ جا بر نداشتند مگر اینکه آن را معیوب کرد. و نیز فرمودند که:«خدا مهربان و صاحب رفق است و دوست دارد کسى را که چنین باشد.و آنچه با رفق،به آدمی مىدهند با عنف و درشتى نمىدهند. و باز از آن بزرگوار مروى است که:«رفق و مهربانى مبارک و میمون و درشتى شوم است. و در روایتى دیگر است که:«هر که رفق داشته باشد به هر چه اراده داشته باشد میرسد. و نیز از آن حضرت م

برچسب: نویسنده: شیدا سلطانی تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1402 ساعت: 17:23

پنجشنبه, ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ۰۹:۲۴ ق.ظ علی اصغر شمیمی فصل:عفو و بخشش و فضیلت آن ضد انتقام کشیدن عفو و بخشش است و آیات و اخبار در مدح و حسن آن از حد و حصر متجاوز است. خداوند عالم مىفرماید:«  خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ »یعنى:«طریقه عفو و بخشش را نگهدار و امر به معروف کن». و نیز فرموده است:« وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا »یعنى:«باید عفو و گذشت نمایند». و نیز فرموده است:« وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوىٰ«اگر عفو نمائید به تقوى و پرهیزکارى نزدیکتر است».حضرت پیغمبر-صلّى اللّه علیه و آله-فرمودند:«به خدائى که جان من در قبضه قدرت اوست که سه چیز است اگر از من قسم خواهند بر آنها قسم مىخورم: یکی آنکه: صدقه دادن از مال هیچ کم نکند. دوم آنکه: هیچ کس از ظلمى که به او شده عفو نمىکند از براى خدا مگر اینکه خدا عزت او را در روز قیامت زیاد مىفرماید.سیم اینکه: هیچ کس نیست یک درى از سئوال بر خود نگشاید مگر اینکه یک درى از فقر و احتیاج بر او گشوده مىشود».و نیز از آن حضرت مروى است که: «عفو و گذشت زیاد نمىکند مگر عزت را پس گذشت کنید تا خدا شما را عزیز گرداند».و آنجناب به عقبه فرمودند که: «مىخواهى ترا خبر دهم به افضل اخلاق اهل دنیا و آخرت؟نزدیکى کن به هر که از تو دورى کند.و بخشش کن به کسى که ترا محروم سازد و گذشت کن از آن کسى که به تو ظلم نماید».مروى است که: «موسى-علیه السّلام-عرض کرد که: پروردگارا کدام یک از بندگان تو نزد تو عزیزترند؟فرمود: آنکه در وقت قدرت و توانائى عفو نماید». و حضرت سید الساجدین-علیه السّلام-فرمودند که: «در روز قیامت خداى-تعالى- اولین و آخرین را در بلندى جمع مىکند، سپس منادى ندا مىکند که کجایند اهل فضل؟پس طایفهاى بر مىخیزند.ملائکه گویند که: چه چیز است فض

برچسب: نویسنده: شیدا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 15:24

شنبه, ۲۷ آبان ۱۴۰۲، ۰۹:۰۰ ق.ظ علی اصغر شمیمی در بیان صفات خداوندى  از خطبه هاى آن حضرت علیه السّلام است  (در ذکر پاره از صفات حقّ تعالى و پند دادن بمردم براى بر داشتن توشه سفر آخرت): سپاس خداوندى را سزاست که بدون دیده شدن بچشم (بوسیله عقول و آثار و صنائع) شناخته شده است (زیرا ممکن را بچشم مى توان دید و واجب را که محدود بحدّى نیست نمى توان) و بدون فکر و اندیشه ایجاد کننده (عوالم) است (زیرا فکر و اندیشه در نا معلوم بکار آید و جهل و نادانى بر ذات واجب محال است، پس چیزى بر او نا معلوم نیست که براى دانستن آن اندیشه بکار آرد) خداوندى که باقى و برقرار است و همیشه بوده زمانیکه آسمان داراى برجها و منازل و حجابهاى داراى درهاى بزرگ (کرات معلّقه در جوّ که بوسیله قوّه جاذبه و دافعه مجذوب یکدیگر نمى شوند) نبوده و نه شب تاریک و نه دریاى آرام و نه کوه داراى راههاى گشاده (درّه هاى بزرگ واقع بین دو کوه) و نه راه فراخ داراى اعوجاج و کجى (که بهر طرف راه دارد) و نه زمین گسترده شده و نه مخلوق داراى توانائى و توانگرى وجود داشته او است آفریننده و اختراع کننده خلائق بى سابقه و مانند (یا از عدم و نیستى بوجود و هستى آورنده) و (پس از فناء و نابودى آنها) وارث ایشان و باقى و برقرار، او است معبود خلائق و روزى دهنده آنها، خورشید و ماه در طلب رضاى او (بر طبق اراده و حکمتش) سیر میکنند و هر تازه اى را کهنه و هر دورى را نزدیک مى گردانند (با سیر آنها مدّت عمر هر چیز بسر آمده زائل و نابود گردد) (3) روزى خلائق را قسمت کرده و آثار و کردار و عدد نفسها و خیانت چشمها (از روى پنهانى یا برمز و اشاره نگاه کردن) و آنچه در سینه هاى آنان پنهان است (فکر و اندیشه مى نمایند) و جاى استقرار و محلّ آنها را در

برچسب: نویسنده: شیدا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 15:24

صفحه بندی